تبليغاتX
عشق - عقل - ایمان

عشق - عقل - ایمان
" لژیون آقای حسن بابائی "
لینک دوستان
وزارت بهداشت:

اعتیاد ، مهم ترین چالش تهدیدكننده سلامت روان مردان است

تهران - رییس كمیته درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی گفت: اعتیاد، مهم ترین چالشی است كه در كشور، سلامت روان مردان را تهدید می كند.


مدیریت دانش چالش ها و فرصت ها

'عباسعلی ناصحی' به مناسبت هفته ملی سلامت مردان در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: ریشه مسایل روانی مردان، اغلب اعتیاد است.

وی ادامه داد: برخی افراد برای كاهش افسردگی و اضطراب خود به عنوان خود درمانی یا بصورت تفننی به اعتیاد رو می آورند و براین باورند كه مواد مخدر یا محرك، حالشان را بهتر می كند.

رییس كمیته درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر وزارت بهداشت، گفت: اینگونه مصرف های خودسرانه و تفننی به تدریج منجر به اعتیاد می شود.

ناصحی افزود: هرچند در اوایل استفاده از مواد اعتیادآور، بهبودی موقتی اضطراب و افسردگی در اثر استعمال اینگونه مواد حاصل می شود اما پس از تبدیل به اعتیاد، بیماری اولیه -افسردگی و اضطراب- تشدید می شود.

وی به مردان مبتلا به بیماری جسمی و روانی توصیه كرد كه برای درمان بیماری خود زودتر به پزشك مراجعه كنند و به هیچ وجه به خوددرمانی بویژه با ماده های مخدر و محرك ، نپردازند.

اجتمام**9185

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا
[ چهارشنبه 1390/12/03 ] [ 10:19 ] [ سروش برقع وش ]

جلسه امروز هشتمین جلسه از دوره اول سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی افسریه با نگهبانی همسفر مرجان اسماعیل قصاب و استادی همسفر جلالی و دبیری همسفر ویدا با دستور جلسه نقش خانواده و همسفر در درمان اعتیاد آغاز به کار نمود ...

81320090106_013.jpg

خلاصه سخنان استاد :

در ابتدا خداوند را شاکر هستم که توانستم در این جلسه شرکت کنم و تاسیس این نمایندگی را تبریک می گویم و به تمامی عزیزانی که در تاسیس این نمایندگی نقشی را ایفا کردند خدا قوت می گوییم و برایشان آرزوی موفقیت می کنم و همچنین از تمام مسافران و همسفرانی که از راه دور تشریف آوردند تشکر می کنم و همچنین هفته ی همسفر را به تمامی خانواده کنگره 60 تبریک و تهنیت عرض می کنم .

صورت جلسه این هفته نقش خانواده و همسفر در درمان اعتیاد است , نقش خانواده در اعتیاد مصرف کننده بسیار مهم است و اگر توجه کرده باشیم در کتاب 60 درجه زیر صفر از آنجایی که آقای امین سر پدر خود یعنی آقای مهندس فریاد کشید نقش همسفر در کتاب 60 درجه حک می شود .

کتاب 60 درجه کتاب درمان است و شما در صفحه صفحه ی آن جای یک همسفر را می توانید حس کنید , مگر می شود فردی بر اثر مصرف مواد در تاریکیها قرار بگیرد و فرزند و پدر و مادرش با در این تاریکیها نروند , اگر مصرف کننده از تاریکیها بیرون بیاید باید خانواده ی او هم با او از تاریکی بیرون بیایند همسفر کسی است که سابقه ی مصرف ندارد و می اید تا مثل بال پرواز در کنار مصرف کننده قرار بگیرد و این چقدر قشنگ است وقتی شما مصرف می کردید چه در زمان نئشگی که حال خوبی داشتید و چه در زمان خماری همه برای همسفر تلخ و رنجاور بود و همه ی بدبختی و حقارت ها را به دنبال داشت .

در کنگره سفر برای مسافر و همسفر مشترک است , همسفر سفر می کند از ترس ها به شجاعت و از تاریکی به روشنایی ها حرکت کند و این ها همه با آموزشی است که در کنگره می گیرد و من مطمئینم که روش کنگره 60 یک روش قطعی در درمان اعتیاد است و نقش همسفر یک نقش اساسی و پررنگ است . همسفر می تواند پدر , مادر , خواهر , برادر , همسر و یا فرزند باشد .

16720090106_011.jpg

من در سال های پیش که استاد جلسه بودم گفتم که اعتیاد بمبی است که اعضای خانواده از آن آسیب میبینند و تخریب آن تنها برای مصرف کننده نیست . من زمانی از رادیو شنیدم که دکتری می گفت وقتی فردی اعتیاد را ترک می کند اعضای خانواده باید تغییر کنند ولی چیزی یا راهی برای تغییر کردن نگفت و من همینطور مانده بودم که چگونه باید تغییر کنم . اگر من به کنگره نیامده بودم نمی دانستم که چگونه باید تغییر کنم و آموختم که باید در کنار مسافرم باشم و نه در مقابل او , وقتی اعتیاد را شناختم از ترس به بخشش رسیدم و از جهل و نادانی به دانایی در معقوله ی اعتیاد و در مان آن رسیدم .

در کتاب 60 درجه چند جا استادان مهندس از همسر ایشان نام برده و تشکر کردند و ما باید شکر گزار باشیم از بنیان گذار کنگره که به ما فرصت داد که آموزش بگیریم و اگر این آموزش ها نبود ما به این حال خوش نمی رسیدیم و به این جایگاه دست پیدا نمی کردیم .

و نکته قابل توجه این است که بار مسئولیت اعتیاد را مسافر نمی تواند به گردن همسفر خود بگذارد ولی این را بداند که همسفران حاضرند همه چیز را تحمل کنند تا شما مسافران به درمان و رهایی برسید , این صبر پاداشش رهایی شما و رهایی خودشان از اعماق تاریکیها است .

55020090106_016.jpg

خلاصه ی از مشارکت مسافران و همسفران :

وقتی می گوییم همسفر یعنی می خواهیم سفری را انجام دهیم , تعیین کننده مقصد کسی است که ما می خواهیم با او حرکت کنیم , همسفری می شود هویت جدیدمان و باید کسی را که در مسیر اعتیاد تخریب شده است را کمک و یاری دهیم و این کار خیلی سخت است ولی شیرین و زیبا و باید با آموزش هایی که می گیریم قدم به قدم جلو برویم و تمام و چیزهایی را که در اعتیاد از دست داده ایم بدست آوریم .

وقتی آمدم به کنگره به خاطر داشتن 2 مصرف کننده در خانه حال خرابی داشتم و راهنمای من همسفرم شد و با آموزش گرفتن یاد گرفتم در کنار مسافرم باشم و دوش به دوش او حرکت کنم و نه جلو تر از او حرکت کنم و نه عقب تر از او . من نیز مانند مسافرم مسافر هستم , سفری از ضد ارزش ها به سوی ارزش ها و از نفرتی که از اعتیاد و معتاد داشتم به سوی عشق و محبت و هم راهی با او ...

همسفر یعنی یار و یاور مسافر یعنی بال پرواز یعنی عصای دست مسافر , خلاصه برداشتی که من از همسفر کردم مثل پروانه ی است که گرد شمع با عشقی که دارد پرهای خود را می سوزاند تا مسافرش به رهایی برسد .  

34020090107_001.jpg

[ دوشنبه 1390/12/01 ] [ 23:3 ] [ محسن جلالی ]

یا لطیف

همه ساله در کنگره ۶۰ هفته اول اسفند ماه ، هفته همسفر نام گذاری شده است . در این هفته جشنی به مناسبت قدردانی از مقام همسفران در کلیه شعب کنگره برگزار می گردد که این هفته روز پنجشنبه مورخ 90/12/4 به همین مناسبت جشن باشکوه همسفر در نمایندگی استاد معین برگذار میگردد ، در کنگره واژه همسفر به کسی گفته می شود که خود سابقه اعتیاد نداشته و برای تعالی اهداف کنگره ۶۰ تلاش می نماید.

این روز پر از عشق و زیبایی را به تمام همسفران تبریک و تهنیت عرض می نماییم .

همسفر در راهی که قدم گذاشته ای مبادا سختی راه تو را از حرکت باز دارد و خسته و ناامیدت گرداند . استوار باش و پایدار ، چرا که مسافرت به شانه های قدرتمند و دستان پر از مهر و محبت تو برای تکیه گاه خستگی هایش نیازمند است . باور کن ! خزان زرد ، سبز می شود و زمستان بهار می گردد ، اگر تو همسفر پاهای خسته و دل امیدوار مسافرت باشی .


" کنگره مرزبانان نمایندگی استاد معین "

[ دوشنبه 1390/12/01 ] [ 11:54 ] [ سروش برقع وش ]

اعتیاد و مراسم آئینی

 

 96513.jpg

شاید در تصور انسان نگنجد، یکی از بزرگترین شاهکارهای خلقت که خداوند آن را بوجود آورده است؛ و وجود آن خیلی ارزشمند است که ما خیلی مفهموم آن را درک نکرده ایم؛ مرگ است.

مرگ به این معنی نیست که ما به گور برویم. اگر با این دیدگاه نگاه کنیم که مرگ پایان زندگی است، بله مرگ یک چیز وحشتناک و کریه است.

بلکه مرگ خیلی شبیه به برنامه سقوط آزاد است . یعنی اگر دقیقاً مرگ رو در نظر بگیریم مانند سقوط آزاد است. چگونه وقتی یک رهجو مسیرش رو درست طی نمی کند و یا درست سفر نمی‌کند راهنما به طور کامل مواد او را 2 یا 3 روز و یا یک هفته قطع می‌کند؟ وقتی موادسش را قطع میکند ممکن است خیلی ناراحت و پریشان گردد. ولی بعد از سپری کردن موفقیت آمیز این دوران ، دوباره از یک مقطعی شروع می‌کند، و به این ترتیب برنامه هایش دوباره همه تنطیم می‌شود.

این موجود که خداوند با این نوع سیستم در نظر گرفته اگر درست طی فرایندی حرکت کند و یک آموزشهایی را ببیند و به نقاطی برسد. اگر می‌خواست این موضوع به طور ممتد ادامه داشته باشد(از روز الست تا همیشه انسان مرگ نداشته باشد) و انسان در طول سالهای زیاد بیاموزد و زندگی کند تا انسان بتواند با زشتی ها و زیبایی ها در گیر بشود تا به تشخیص برسد، این پروسه قابل اجرا نبود. چون موقعیت های موجود را نمی‌توانست عوض کند، در شرایطی قرار بگیرد و در آن شرایط قادر به عوض کردن آن نبود و با کسانی زندگی میکرد که قابل به عوض شدن نبودند.

بنا براین خداوند این سیستم رو طراحی کرد که این موجود وقتی که به یک مرحله ای می رسد و یک مقدار آموزشها رو می بیند دومرتبه با یک سقوط آزاد این موجود را از بین می‌برد که آن را مرگ می‌نامیم. وقتی آن موجود از بین برده شد، دوباره در مرحله دیگری به آن موجود اجازه ادامه حیات به او داده میشود که در سیستم فیزیکی دوباره بیاید و تجربه کسب نماید. بنابراین می بینیم که چقدر زیبا این موضوع طراحی شده است. که درست زمانی که موجود قادر به تغییر شرایط نمی باشد مرگ رخ میدهد و موجود با یک سری شرایط تازه و امکانات جدیدی که دریافت میکند ، موجود شروع به طی مرحله ای جدید میکند.

و اگر خوب به این قضیه بنگریم، می بینیم که مرگ اصلاً موضوع وحشتناکی نیست و برمیگردیم بر سر آن موضوع که همه چیز در درون ما است، این تفکرات درون ما است که ما برداشت ها و آگاهی های خاصی داشته ایم و بر اساس آنها به تصمیم گیری اقدام مینماییم. چون دانسته های ما در مورد مرگ و حیات بسیار ابتدایی و بسیار ناقص است،  بنا براین مرگ یه اتفاق نابود کننده و از بین برنده نیست. بلکه بسیار زیبا و خوب و درست و به جا است و موقعیت موجود را تغییر میدهد و دوباره امکانات جدیدی رو در اختیار موجود قرار میدهد که بتواند مرحله جدید رو طی نماید. هرف از طرح این موضوع این بود که وجه تشابه آن را با سقوط آزاد برایتان بگویم. در حقیقت مرگ یک سقوط آزاد در مسیر تکامل و زندگی برای تغییر وضعیت زمانی و مکانی و اقلیمی هر موجود برای حرکت بهتر و جالب‌تر است.

حالا وارد موضوع اعتیاد و مراسم آئینی میشویم

انسانها در شرایط عادی و معمولی دارای یک حس و یک حواسی هستند. که در زندگی می توانند بر مبنای آن ادامه حیات دهند. گوش ما مطالب رو دریک  فرکانس و ارتعاشات خاصی می گیرد. اگر این گوش ما حسایتش بالا برود، برای ما سخت ایجاد مشکل می کند. کسی که حسش برود بالا ، گاهی اوقات حتی پر زدن یک مگس مانند پر زدن یک عقاب عظیم الجثه می ماند. یا حرکت یک زنبور مانند صدای یک موتور جت عظیم میشود که گوش رو کر می کند ویا حرکت آب و هوا هم همینطور، بنابراین حس ما جوری تعیین شده است از نظر شنوایی که ما فقط یک ارتعاشات و صدای خاصی را دریافت کنیم. چشم و بینایی و نقطه تمرکز ما هم همینطور؛ وقتی که ما از این حوزه حواس و احساس و ادراک خود عبور کنیم وارد طیف و فرکانس مطالب دیگری میشویم که در طبیعت وجود دارد. هم از نظر فیزیکی و هم متافیزیکی (وقتی از متا فیزیک نام میبریم همان فیزیکی مورد نظر است زیرا زمانی که از یک چیز فیزیکی سر در نیاوریم میگوییم متافیزیکی، پس منظور یکی است) حالا وقتی وارد یک فضای دیگری می شویم (هم از شرایط زشت و هم از نظر شرایط زیبا و هم از شرایط خوب آن و هم بد آن) آن جایگاه حواس و جایگاه حس تغییر پیدا می کند. الان هر کدام از ما بر مبنای یک حس در اینجا نشسته ایم و حرکت هایی را که انجام می دهیم همه بر مبنای حرکت های معقول و قابل قبول است. حالا هر کدام از ما که در اینجا نشسته ایم، به هر کدام از ما یک بطری مشروب(عرق) بدهند که بخوریم(این موضوع برای مثال بیان می شود) در آن موقع حواس و جایگاه حواس ما تغییر پیدا می کند و برداشت های ما از جهان پیرامون ما تغییر پیدا می کند. ممکن است با کسی که تا به حال اصلاً شوخی نکرده ایم به یک باره شروع به شوخی کنیم، ممکن است با کسی که قبلاً از او ناراحت بوده ایم و به وی چیزی نگفته ایم در گیر شده و دعوا کنیم، پس در اینجا چه چیزی تغییر کرده است که ما را تبدیل به یک انسان دیگر کرده است. در این زمان آن مشروب جایگاه حواس ما را تغییر داده و کل دریافتهای ما را از جهان پیرامونمان تغییر داد و برای همین است که ما میبینیم اشخاص که قرص مصرف می کنند اندک اندک دچار توهم میشوند و یا کسانی که از شیشه یا کریستال استفاده می کنند،دچار توهم می شوند. حال این توهم چه است؟

آن مواد شیمیایی داخل این مواد ها باعث میشود که جایگاه حواس شخص تغییر پیدا کند. بنا براین از دیدگاه ما توهم یه شخص مصرف کننده قرص های روانگردان برای خود آن شخص کاملاً واقعی است و اعتقاداتی که آن شخص دارد برای خودش و از دیدگاه خودش کاملاً واقعی است و از دیدگاه ما این موضوعات توهم است. چون جایگاه حواس آن شخص تغییر کرده است و آگاهی و شناختی نسبت به آن ندارد از دیدگاه ما شخص دچار توهم شده است.

جایگاه حواس ما در بدن در هر حالت مواد بیوشیمی است که به طور طبیعی وجود دارد و حالا هر چیزی که تعادل این مواد را بر هم بزند ، می گوییم جایگاه حواس ما را برهم زده است و ما را از حالت تعادل طبیعی خارج می کند

حال آیا این حواسی که الان داریم کاملاً واقع بر واقیعات است یا خیر؟

می گوییم خیر، زیرا این مواد بیوشیمی طوری تنظیم شده است که در حال حاضر و در این جایگاه حواس ما اینگونه ببینیم و این گونه بشنویم و اینگونه حرکت کنیم و اگر اینطور نباشد شاید ما نتوانیم به مسائل خاص خود برسیم و آنها را درک کنیم. مثلاً جایگاه حواس ما برای حس بویایی ما محدوده خاصی را قائل شده است؛ این که اگر موجودی حس بینایی اش زیاد باشد، موجود برگزیده و خوبی است، بلکه تا همین قدر برای انسان کافی است و اگر از این حد بیشتر باشد برای انسان ایجاد مشکل و بحران میکند. مثلاً سگ 1300 بار حس بویائیش از انسان قویتر است و حال اگر این حس را ما داشته باشیم حتی بوی بدن شخص نزدیک ما نیز ما را آزار خواهد داد. بنا بر این معمار بزرگ آفرینش این گونه تصمیم گرفته است که ما اینگونه ببینیم و بشنویم. دیدن میز جلوی ما بدین صورت فقط از دید ما است و شاید در حقیقت به شکل دیگری باشد که حواس ما آن را این گونه میبیند.         و اگر جایگاه این حواس تغییر پیدا کند، زندگی برای ما بسیار سخت و طاقت فرسا می شود. پس میبینیم که جایگاه حواس هر موجودی تحت کنترل مواد بیوشیمی بدن آن موجود است و این مواد در یک بالانسی حرکت میکنند که آن موجود در تعادل به سر ببرد و اگر این بالانس بر هم بخورد آن موجود از حالت تعادل خارج می گردد.

وقتی که مراسم آئینی در بین قبایل متعدد بود، بعضی از این قبایل مثل سرخپوستان از مواد مخدر استفاده میکردند. چون نمی توانستند در حالت عادی آن مراحل سیر و سلوک خود را انجام بدهند از این مواد استفاده می کردند تا حواس آنها از حالت طبیعی خارج شود و دارای حال غیر طبیعی گردند. موا مخدر با توجه به اینکه با تغییر این بالانس باعث تغییر جایگاه حواس میشد توسط انها مورد استفاده قرار  میگرفت. مثلاً در قبایل هندو از حشیش استفاده میشود و در معابد آنها کاهن کایشان از حشیش و گراس برای سیر و سلوک استفاده می کنند. این موضوع در بین درویشهای خود ما نیز رسم بوده است که در مراسم هایشان از حشیش در غذا استفاده میکردند تا بتوانند آن سیر و سلوک مورد نظرشان را طی نمایند که به این غذا دوغ وحدت می گفتند.  یا سرخپوستان در زمان جنگ با دادن این مواد(برگ کوکا به افراد میدادند) جایگاه حواس افراد را تغییر پیدا کند و مدتها بدون خستگی بتوانند در جنگ شرکت کنند وبهتر بجنگند(اکثر ایت جنگ ها به مسائل آئینی آنها مربوط میشد) و این موضوع در حال حاضر نیز در بعضی از کشورها انجام میشود به عنوان مثال در جنگ ایران و عراق در بین نیروهای عراقی مشروب به وفور یافت می شد تا با این کار حواس سرباز ها تغییر پیدا کند و بهتر بجنگند. در جنگ آلمانها هم برای همین موضوع قرص آمفتامین را اختراع کردند و به سرباز ها دادن تا جایگاه حواس آنها تغییر پیدا کند و تحمل فشار جنگ را داشته باشند که قرص اکس هم از بقایای این مواد به عنوان متاآمفتامین تهیه و پخش شد. که این موضوع را در یک دوره محدود اجرا میکردند تا کسانی که نمی توانستند به طور طبیعی این مراحل(مراسن آئینی و خاص یا جنگ های آئینی) را طی نمایند بتوانند کارها و سیر و سللوک های مورد نظرشلان را طی نمایند.

خانم جونز می گویند که در قبایل سرخپوست یک نوع گیاهی بود(برگ کوکا یا کوکائین) که به جهت مراسم آئینی به کار میرفت و آنها در طول سال در مناسبتهای مختلف از آن استفاده میکردند. بعضی از افراد فقط در ماسبتها از این مواد استفاده میکردند و بعضی هم دچار مصرف دائمی می شدند و دیگر آن راندمان مورد نظر را نداشتند که در این هنگام رئیس قبیله بایستی در مورد آنها تصمیم می گرفت که در صورت جوان بودن آنها این تصمیم بسیار خطرناک می شدو (بعضی اوقات حتی حکم مرگ آنها صادر می شد) و اگر سن بالائی داشتند تصمیم فرق می کرد. ما کاملا در مورد نیاز انسان در هر دوره آگاه هستیم ولی در مورد این گیاه زیبا و خطر آفرین(بوته خشخاش و تریاک)می دانیم که بسیار دشوار میشود و به همین جهت شما را در هر زمان به مبارزه می طلبیم. من در مورد این گیاه دیگر به این باور رسیده ام که این یک جادو است، جادویی که انسان را به نرمی در تار عنکبوتی شکل خود می شکد و جایگاه حواس وی را تغییر میدهد و آنقدر این موضوع به نرمی اتفاق می افتد که خدا می داند و باعث می شود انسان را از تعادل خارج کند و انشان خیلی چیز ها را اصلاً نبیند و به پائین ترین درجه یعنی اسفل السافلین(درجه حیوانی) سقوط نماید.

موقعی که در این تار عنکبوت گرفتار می‌شویم دیگر خروج از این تار بسیار دشوار است؛ وقتی که می گفتید برای این کار جان را نیز خواهیم داد(تصورات خانم جونز در زمان راهنمایی مهندس)پس بر آن شدیم که در این راه عجله نداشته باشیم زیرا در این راه ممکن است جان نیز برود؛ پس بهتر است که عجله نکنید و آرام آرام حرکت کنید. چون در زمان مصرف مواد فقط این جسم نیست که آلوده می شود و کالبد دوم(نفس و روح) نیز آلوده میشود. و این مواد ذره ذره در وجود شما نفوذ می کند. حال در این مدتی که در این راه قدم بر میداری(چند ماه بعد از شروع سفر) اندکی از نیروی منفی جلو افتاده ای و گرایش به سمت نیروهای مثبت داری که در این مرحله نیروهایی غیر از خودت هستند که تو را یاری می کنند. تو در این روش و برنامه ریزی در صفحه اول قرار میگیری و به همین صورت باید فرمان را باید انجام دهی تا کتاب شما دارای م  طالب پر و با ارزشی بشود و در این راه خداوند تورا یاری خواهد نمود.(منظور نوشتن کتاب فعلی 60 درجه بود که استاد مهندس به او می گفته است) که قدرت یزدان به درستی شکوفا شود. حدود 6 ماه از سال گذشته بود که من در روزنامه متوجه برپایی یک سمینار در اصفهان شدم و من رو هم که شور گرفته بود، این موضوع رو با استاد خود در میان گذاشتم و او هم نیز این طور جواب دادند: در این مورد قاضی می گوید شما یک وکیل خیلی خوب هستید و می خواهید پرونده ای رو که هیچ کس قبول نکرده و غیر ممکن رو قبول و از آن دفاع کنید و پس ابتدا باید خود شما این راه به طور کامل و با ایمان طی نمایید و عجله نکنید . بعداً سخنان خود را با صلابت و قاطعیت در جاهایی مختلف بیان خواهید کرد. ما اکنون توصیه میکنیم که برای ساختار جسم خود و چگونگی ترمیم آن تفکر نمایید. تا در نهایت به رهایی برسی. و سخنان شما در اعماق جسم ها و فکر ها نفوذ کند. بعداً با نوشتن کتاب این موضوع محقق خواهد شد. راه بسیار سختی است ولی راه برای شما هموار خواهد کرد.

بنا براین تغییر جایگاه حواس واقعاً انسان را از راه درست خارج کرده و به مرور از انسان یک دیوانه تمام عیار خواهد ساخت.هیچ چیز بدون بها نیست، هر چیزی که مجانی به دست شما برسد براحتی نیز از دست خواهد رفت.انسان چیز هایی رو که برایش بهایی پرداخت کرده است ارزشش را می داند

پس برای اینکه سیر و سلوک خاصی را انجام بدهید باید بهای آن را بپردازید و با تزکیه های خاص و سالها ریاضت خواهید توانست به آن مرحله مورد نظر دست پیدا کنید و بدانید که با مصرف هیچ مواد مخدری نمی توان به آن مرحله از سیر و سلوک رسید.

منبع : لژیون همسفر جلالی

[ شنبه 1390/11/29 ] [ 18:43 ] [ محسن جلالی ]

یا لطیف

همه ساله در کنگره ۶۰ هفته اول اسفند ماه ، هفته همسفر نام گذاری شده است . در این هفته جشنی به مناسبت قدردانی از مقام همسفران در کلیه شعب کنگره برگزار می گردد ، در کنگره واژه همسفر به کسی گفته می شود که خود سابقه اعتیاد نداشته و برای تعالی اهداف کنگره ۶۰ تلاش می نماید.

این روز پر از عشق و زیبایی را به تمام همسفران تبریک و تهنیت عرض می نماییم .

همسفر در راهی که قدم گذاشته ای مبادا سختی راه تو را از حرکت باز دارد و خسته و ناامیدت گرداند . استوار باش و پایدار ، چرا که مسافرت به شانه های قدرتمند و دستان پر از مهر و محبت تو برای تکیه گاه خستگی هایش نیازمند است . باور کن ! خزان زرد ، سبز می شود و زمستان بهار می گردد ، اگر تو همسفر پاهای خسته و دل امیدوار مسافرت باشی .

[ شنبه 1390/11/29 ] [ 12:59 ] [ سروش برقع وش ]
  "به نام یزدان پاک" 
 درمان اعتیاد و گروه درمانی


چه خوب میشد اگر همۀ ما قبل از اینکه بخواهیم مسئله ای را حل کنیم، اول اصل مسئله را کمی کاوش کنیم، شاید خوب متوجه مسئله نشده باشیم، سالها فهم مسئلۀ درمان اعتیاد که تبدیل به ترک اعتیاد شده بود در هاله ای از ابهام و درک درست مطالب بود تا اینکه به شکرانه از خداوند توسط مهندس دژاکام مسئلۀ بیماری و درمان اعتیاد برای همگان قابل فهم و در دسترس قرار گرفت.

اما می خواهم در مورد گروه و درمان اعتیاد توسط گروه درمانی در کنگرۀ 60 کمی توضیح بدهم، شاید اگر از منظر علوم اجتماعی بخواهیم مفهومی از گروه داشته باشیم، باید بگوییم وقتی تعداد افراد بیش از یکنفر در کنار هم قرار گیرند و هدف مشترکی را دنبال نمایند می توان به آنها گروه اطلاق گردد که البته الزامأ هر گروهی نمی تواند اهداف مثبت و بقولی حرکت در جهت ارزشهای اجتماعی داشته باشد لذا می توان در این خصوص از گروههای تبهکاری که هدفهایی را در جهت خلاف ارزشهای جامعه دنبال می کنند نام برد.
شخصأ براین باورم که در مقولۀ وابستگی شخصی به مواد مخدر و ورود شخص به دنیای مصرف مواد مخدر، کسی نباشد که عنوان کند من برای اولین بار خودم به تنهایی مواد مخدر مصرف کردم و خود آموزگار خود بودم، در این مقوله حتمأ می بایست کسی که قبلأ مواد مخدر مصرف کرده در کنار شخص تازه وارد قرار گیرد و قوانین این بازی خطرناک را به او یاد دهد، چراکه برای انجام اعمال خلاف و ضد ارزش نیز می بایست قوانین آن را آموخت وگرنه نمی توان در آن امر موفق شد، به یاد داشته باشیم که شروع مصرف مواد در گروه انجام می گیرد و ادامه خواهد داشت تا اینکه در اغلب موارد شخص در مرحله ای قرار می گیرد که دیگر به شکل انفرادی اقدام به مصرف مواد مخدر می کند و این انزوای اوست که خود را در مرحله ای بسیار خطرناک از دوران مصرف مواد مخدر قرار می دهد تا اینکه شخص مصرف کننده پس از واقف شدن به اعتیاد خود و تسلیم در مقابل قدرت اهریمن اعتیاد، وا می ماند.
خوشا به حال کسانی که در این مرحله دلشان برای روزهای گذشته و زندگیشان تنگ شده و اقدام به خروج از این گنداب می نمایند و آفرین بر کسانی که به بهترین راه برای نجات فکر می کنند نه کوتاهترین راه، چراکه همیشه بهترین راه کوتاهترین راه نیست.
چطور می توان قبول کرد کسی که سالها درگیر مصرف مواد مخدر بوده می بایست ظرف چند روز اعتیاد را ترک کند، اگر چنین است به همین سادگی می توان به همه گفت که مواد مخدر مصرف کنید و هر زمان که خواستید دیگر مصرف نکنید!!!
کمی دور و برتان را نگاه کنید می بینید که نوشته های بسیار زیادی در خیابان هست که روی آنها نوشته ترک اعتیاد در چند روز ! ! ! آیا قبول آن عاقلانه است؟؟؟
اگر قبول کنیم که اعتیاد بیماری است پس باید درمان شود و اگر تعریفی از درمان بخواهیم، فرآیند زمان اصلی ترین پارامتر در درمان همۀ بیماریهای موجود در دنیای ماست، شما طور دیگری تصور می کنید؟
حال برگردیم به موضوع گروه افرادی که برای درمان اعتیاد خود به کنگرۀ 60 وارد می شوند و می فهمند که درمان در گروه حاصل می شود و خارج از آن امری بسیار دشوار و شاید نزدیک به محال باشد.
همۀ مصرف کننده ها مواد مصرفی تجویز شده را به تدریج و به آهستگی کاهش خواهند داد، درست خلاف جهتی که روزی این مصرف کننده به تدریج و به آهستگی مواد مصرفی خود را افزایش می داده است، شاید بتوان گفت روش DST در حقیقت بدلی است که به مواد مخدر خواهیم زد، اما وقتی که مصرف مواد شروع شد همه در جمع دوستان بودند و می گفتند و می خندیدند، روزهای طلایی دوران شروع مصرف، هیچ کدام به تنهایی مصرف نمی کردند و لذت مصرف مواد مخدر را در جمع می دانستند اما برای رهایی از دام اهریمن اعتیاد نیز بایست در جمع کار را آغاز کرد، با این تفاوت که دیگر استادان این جمع، استادان لایقی هستند که می دانند که چه می کنند و هدفشان ارزشمند و قابل رویت است، حال آنکه در جمع گذشته مربیان حتی خودشان نمی دانستند که به کجا می روند و الزامأ هیچ اصراری به ارزشهای اخلاقی در آن محفلها نبود، شاید هم اصلأ لازم نبود که کسی به فکر کسی دیگر باشد و صحبتها و حرفهای آن روزهای شروع مصرف مواد مخدر به حرفهایی کم ارزش، بی محتوا، زوال پذیر و بی جان خلاصه می گشت، حتی می توان به جرعت گفت که جملۀ حرفهای پا منقلی را خود مصرف کننده ها ساخته اند و این خود نمادی بود بر بی اثر بودن جمع دوستان در جهت ارزشهای اخلاقی و انسانی گروه . . .
حال آنکه در گروه درمانی و درمان اعتیاد در کنگرۀ 60 دوباره بدل این حرکت نواخته خواهد شد و مصرف کنندگان دیروز با نام جدید مسافر کنار هم قرار خواهند گرفت، بسیار محکم و با برنامۀ مشخص و با موضوعاتی مشخص، جهت دار و کنترل شده و با استادی راهنمایانی ارزشمند و کار بلد، آنها که خود روزی درگیر اعتیاد بودند و به روش درمان تدریجی به درمان قطعی اعتیاد نائل گشته اند و با دیدن آموزشهای خاص و البته آزمونهای متعدد، در جایگاه مربی و استاد قرار گرفته اند، آیا می توان این استاد و معلم را با استادان گذشته مقایسه کرد؟ دیگر آن مصرف کنندگان دیروز دریافته اند که رمز موفقیت آنها در کنار هم بودن است، آنها در زندگی خصوصی یکدیگر هرگز اجازۀ ورود نخواهند داشت و ارتباط آنها فقط مخصوص به ساعات ورود آنها به لژیون های خود در کنگره است.
قطعأ اهمیت موضوع بسیار است که درمان اعتیاد در گروه به مراتب با ارزشتر و محکمتر و کاملتر خواهد بود، همۀ افراد از تجربیات خود و آموزه های کنگره و راهنمایان خود سود خواهند برد و در ضمن به آهستگی رفتارهای ارزشمند و اخلاقی را جایگزین رفتارهای گذشته خواهند کرد، آنها دیگر باور دارند که تأثیر پذیری در جمع بسیار راحتتر و لذت بخش تر خواهد بود و در جمع و گروه می توان به تکامل رسید و رشد کرد، می توان جبران گذشته را کرد و از تجربۀ دیگران بهترین سود را برد، می توان در جایگاهی قرار گرفت که پس از اینکه به کمک جمع و گروه به درمان رسید، خود کمکی برای دیگران باشد و از لذت رهایی دیگران لذت ببرد.
در آخر به تعبیر من گروه یعنی استفادۀ بهینه از تواناییهای همه در جهت رسیدن به هدفی مشترک و این کار روحی را می طلبد که پایبند ارزشهای انسانی باشد، به راستی مگر ارزشهای انسانی چیست که انقدر همه به دنبال آن هستند؟؟؟
می خواهید بدانید ؟ . . . کمی به کنگرۀ 60 نزدیک شوید.

  نگارش- علی صداقت

منبع: لژیون آقای علی صداقت

[ جمعه 1390/11/28 ] [ 15:1 ] [ سروش برقع وش ]

آقای سروش برقع وش رها یافته از دام اعتیاد



سلام دوستان سروش هستم یک مسافر-هفت سال تخریب-آخرین آنتی ایکس مصرفی شیشه و تریاک-11 ماه سفر اول-راهنمای عزیزم آقای بابائی-رشته ورزشی فوتسال-تاریخ رهایی:89/10/17




برچسب‌ها: اعتیاد, درمان, کنگره60, شربت تریاک, ترک اعتیاد, جلسه, نمایندگی های کنگره, تریاک, هروئین, کراک, شیشه, قرص, مشروبات الکلی
[ سه شنبه 1390/11/25 ] [ 9:41 ] [ حسن بابائی ]

جلسه امروز دومین جلسه از دوره سوم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 روزهای یکشنبه شعبه استاد معین با استادی آقای سروش برقع وش و استادی آقای علی جلالی و دبیری آقای یاسر با دستور جلسه وادی ششم و تاثیر آن روی من آغاز به کار نمود ... 

 

560P2120087.jpg

خلاصه سخنان استاد :

یکی از اساسی ترین کارهای کنگره هدایت هر فرد و کمک به هر فرد برای رسیدن به فرمان عقل است . من قبل از اینکه وارد کنگره شوم برداشتی از عقل نداشتم و معنی از آن نمی دانستم ولی در کنگره 60 به من آموزش دادن که مرکز فرماندهی هر انسان عقل او می باشد که جزو صور پنهان می باشد . چیزی که من فهمیدم و آموزش گرفتم این است که باید کارهای من در چهارچوب قوانین و حرمت های کنگره باشد تا تصمیماتی که در زندگی می گیرم بر اساس فرمان عقل باشد . اگر حس انسان آلوده باشد فرمان غلط به عقل داده و عقل اشتباه عمل می کند و در کنگره گرفتن آموزش ها و جهانبینی ها و استفاده از تجارب بچه ها بسیار می تواند در رشد فرمان عقل و تکامل آن تاثیر بسزایی داشته باشد .

302P2120101.jpg

 

در ضمن امروز 6 سال رهایی و آزادی آقای مجتبی دهقانی را در شعبه استاد معین جشن گرفتیم ...

 

370P2120122.jpg

خلاصه سخنان آقای مجتبی دهقانی :

آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است ..... خدا رو شکر بابت همه چیز . این تولدها یادور این است که من مجتبی بدونم قبلا کجا بودم و الان کجا هستم و شخصی که تازه وارد است این را ببیند و باور و ایمان بیاورد که می توان چیزی شد که قبلا نبوده . مصرف مواد لذت بخش است و کسی نسیت که بگوید مصرف مواد مخدر لذت نداشته است ولی با گذشت زمان برای من دیگر این لذت تبدیل به یک ذلت شده بود و باور این که روزی بتوانم آن را کنار بگزارم سخت و غیر ممکن بود .... تا اینکه وارد کنگره شدم و با تمام ناباوری و حال خرابی و بهم ریختگی شدیدی که در خود احساس می کردم ولی چون خسته شدم به اراده و ایمان و باور محکم به راه خود ادامه دادم . درسته در ابتدای مسیر هر چه پیش می رفتم وضعیتم بدتر می شد و این بذرهایی بود که قبلا کاشته بودم ولی بازم ادامه دادم و صبوری کردم و ادامه دادم و به این ایمان رسیدم که هر شخصی که در حال سفر کردن است بهترین شرایطی است که خدا برای او مقدر کرده است و اگر غیر این باشد نمی تواند سفر درستی داشته باشد . در ادامه آقای دهقانی از زحماتی که آقای علی جلالی در طول سفر برای ایشان کشیده بود تشکر و قدر دانی کرد و فرمودند که آقای جلالی محبت خاصی در درونشان است که همین محبت باعث شد که من در کنگره ماندگار شوم و به درمان برسم ولی با این همه نمی دانم با چه زبانی از آقای جلالی یا استادان دیگر و حتی کسانی که در کنگره خدمت می کنند تشکر کنم ... و در آخر این که ما باید آموزش بگیریم و خدمت کنیم و این را بدانیم که این دو لازم و ملزوم یکدیگر می باشند ...

 

167P2120110.jpg

آرزوی آقای مجتبی دهقانی : امیدوارم که کنگره 60 بتواند در تهران یک زمین از خود دراین سال خریداری کند .


برچسب‌ها: اعتیاد, درمان, کنگره60, شربت تریاک, ترک اعتیاد, جلسه, تریاک, هروئین, کراک, شیشه, قرص, مشروبات الکلی, ورزش و اعتیاد, همسفر, معتاد, گروه درمانی
[ سه شنبه 1390/11/25 ] [ 1:26 ] [ محسن جلالی ]

جلسه لژیون امروز مورخ 24/11/90 دوشنبه نمایندگی آکادمی با دستور جلسه وادی چهارم با استادی آقای بابایی برگزار شد که خلاصه ای از آن را با هم مرور می کنیم ....

لژیونهای کنگرۀ 60 شعبۀ آکادمی


 خلاصه سخنان استاد : خدا در قران کریم می فرماید من انسان و جن را نیافریده است مگر برای بندگی خودش ، اگر کسی بندگی خدا را داشته باشد پادشاهی کل هستی و نیستی را به دست می آورد ، گیر ما انسانها این است که بندگی درست خدا را انجام نمی دهیم و به همین دلیل است که در زندگی دچار مشکل می شویم . اگر انسان حس خود را پالایش کند بسیاری از مشکلاتش حل می شود و این پالایش به جز بدست آوردن دانایی و تبدیل آن به دانایی موثر میسر نمی شود . خیلی از چیزها ارزش به دست آوردن و یا رسیدن و حتی دیدن را ندارد . در زندگی دو دسته انسان وجود دارد : 1. انسان باهوش 2. انسان زرنگ انسان باهوش کسی است که از تجربه خود درس می گیرد . انسان زرنگ کسی است که از تجربه دیگران درس می گیرد . ولی یک سری از مقاطع باید خود شخص تجربه کند و آنقدر آزمون و خطا را انجام دهد تا به نتیجه مثبت برسد ولی در کنگره و در مسیر آن به این شکل نیست ما باید سعی کنیم از تجربه استادانمان استفاده کنیم تا کمتر دچار مشکل بشویم . نیاز داشتن با بندگی کردن فرق می کند . حضرت علی می فرماید : شخصی که معاش ندارد معاد ندارد . شخص باید نیازهای خود را بشناسد . شخص باید به اندازه نیازهای خود آن مورد را فراهم کند ولی اگر بیشتر از آن باشد همه اش توجیهات نفس می باشد و مادی نگری است . خدا به هر شخص به اندازه سطح درک و فهم و شعوراش نعمت می دهد . من می توانم با حرکت در مسیر ارزش ها و بدست آوردن دانایی موثر ظرف وجود خود را بزرگ کرده و از خدا هم چیزهای بزرگ بخواهم .

برچسب‌ها: اعتیاد, درمان, کنگره60, شربت تریاک, ترک اعتیاد, جلسه, تریاک, هروئین, کراک, شیشه, قرص, مشروبات الکلی
[ دوشنبه 1390/11/24 ] [ 22:46 ] [ محسن جلالی ]

ساخت دستگاه تشخيص اعتياد به گوشي



محققان برای بررسی عادت‌های خطرناک مانند اعتیاد به مواد مخدر و تشخیص میزان استرس کاربران، دستگاهی ساخته‌اند که با اتصال به گوشی‌های هوشمند به آنها کمک می‌کند از این عارضه جلوگیری کنند.
به گزارش موبنا، تیم تحقیقاتی دانشکده پزشکی ماساچست نمونه اولیه دستگاهی با نام iHeal را ساخته‌‌اند که علایم فیزیکی بازگشت به رفتارهای خطرناک از قبیل مصرف مواد مخدر را تشخیص می‌دهد.
IHeal فعالیت‌ الکتریکی در پوست، حرکات بدن، میزان دمای بدن و ضربان قلب را بررسی می‌کند و زمانی را که شخص احساس استرس و نگرانی داشته باشد را تشخیص می‌دهد.
این دستگاه به مچ دست وصل می‌شود و امکان اتصال به گوشی‌های هوشمند را با نصب نرم‌افزار دارد. بنابراین گوشی هوشمند لازم است که به نرم‌افزارهای مانیتورینگ مجهز باشند.
هنگامی که با استفاده از این دستگاه پریشانی و اضطراب تشخیص داده شود علایمی روی دستگاه مشخص می‌شود، سپس نرم افزار موجود در گوشی‌ هوشمند از کاربر درخواست می‌کند که رویدادی را که باعث ایجاد استرس شده بر روی دستگاه یادداشت کند، سپس دستگاه داروی که ممکن است باعث جلوگیری از استرس شود را به کاربر معرفی و تجویز می‌کند.
این دستگاه نیاز به پزشک برای مانیتور و بررسی و چک‌آپ توسط کلینیک‌های پزشکی را از بین می‌برد. زیرا این دستگاه با استفاده از سیگانال‌هایی که از بدن بیمار دریافت می‌کنند با توجه به فعالیت‌های روزانه کاربر، مشکلات سلامتی آنها را تشخیص می‌دهد.
بسیاری از مردم هم‌اکنون گوشی‌های هوشمند با خود حمل می‌کنند بنابراین به دستگاه‌هایی برای بررسی سلامتی خود دسترسی دارند.
محققان معتقدند iHeal می‌تواند به مدیریت دردهای مزمن، پرخوری و کاهش استرس کمک می کند.


منبع:آیتی آنالیز


برچسب‌ها: اعتیاد, درمان, کنگره60, شربت تریاک, ترک اعتیاد, جلسه, تریاک, هروئین, کراک, شیشه, قرص, مشروبات الکلی
[ دوشنبه 1390/11/24 ] [ 12:22 ] [ سروش برقع وش ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ بعنوان اولین وبلاگ گروهی کنگره60 از طرف بچه های لژیون آقای حسن بابائی راه اندازی شده و قصد دارد در زمینه " آموزش، پیشگیری، مهار و درمان اعتیاد " حرف های تازه ای رو برای تمام عزیزانی که به نوعی درگیر اعتیاد هستند بزند. ما دانستیم که توانستیم، شما نیز بدانید که می توانید

سلام ...
امکانات وب








طراحی وب سایت

خرید پستی نشریات کنگره 60