بنام خدا
به دستور آقای مهندس دژاکام روز سه شنبه مورخ 1390/12/23 و 1391/01/01کلیه نمایندگی های کنگره 60 تعطیل می باشد.
|
عشق - عقل - ایمان " لژیون آقای حسن بابائی "
| ||||||
|
اگرمیخواهی محالترین اتفاق زندگیت رخ بدهد، باور محال بودنش را عوض کن !!! برچسبها: جمعیت احیاء انسانی, ترک اعتیاد, کنگره60, درمان اعتیاد, انواع مواد, ورزش و اعتیاد [ جمعه 1391/02/29 ] [ 0:12 ] [ حسن بابائی ]
برچسبها: اعتیاد, درمان, کنگره60, اعتیاد و خانواده, ورزش و اعتیاد, دوپینگ, ترک اعتیاد, کراک, شیشه, قرص های روان گردان [ دوشنبه 1390/12/22 ] [ 13:36 ] [ حسن بابائی ]
مردی، اسب اصیل و بسیار زیبایی داشت که توجه هر بینندهای را به خود جلب میکرد. همه آرزوی تملک آن را داشتند. باديهنشین ثروتمندی پیشنهاد کرد که اسب را با دو شتر معاوضه کند، اما مرد موافقت نکرد. حتی حاضر نبود اسب خود را با تمام شترهای مرد باديهنشین تعویض کند. باديهنشین با خود فکر کرد: حالا که او حاضر نیست اسب خود را با تمام دارایی من معاوضه کند، باید به فکر حیلهای باشم. روزی خود را به شکل یک گدا درآورد و در حالی که تظاهر به بیماری میکرد، در حاشیه جادهای دراز کشید. او میدانست که مرد با اسب خود از آنجا عبور میکند. همین اتفاق هم افتاد... مرد با دیدن آن گدای رنجور، سرشار از همدردی، از اسب خود پیاده شد به طرف مرد بیمار و فقیر رفت و پیشنهاد کرد که او را نزدیک پزشک ببرد.
مرد گدا نالهکنان جواب داد: من فقیرتر از آن هستم که بتوانم راه بروم. روزهاست که چیزی نخوردهام و نمیتوانم از جا بلند شوم. دیگر قدرت ندارم. مرد به او کمک کرد که سوار اسب شود. به محض اینکه مرد گدا روی زین نشست، پاهای خود را به پهلوهای اسب زد و به سرعت دور شد. مرد متوجه شد که گول باديهنشین را خورده است. فریاد زد: صبر کن! میخواهم چیزی به تو بگویم. باديهنشین که کنجکاو شده بود، کمی دورتر ایستاد. مرد گفت: تو اسب مرا دزديدی. دیگر کاری از دست من برنمیآید، اما فقط کمی وجدان داشته باش و یک خواهش مرا برآورده کن. "برای هیچکس تعريف نکن که چگونه مرا گول زدي..." باديهنشین تمسخرکنان فریاد زد: چرا باید این کار را انجام دهم؟! مرد گفت: چون ممکن است، زمانی بیمار درماندهای کنار جادهای افتاده باشد. اگر همه این جریان را بشنوند، دیگر کسي به او کمک نخواهد کرد. باديهنشین شرمنده شد. بازگشت و بدون اینکه حرفی بزند ، اسب اصیل را به صاحب واقعی آن پس داد... برچسبها: اعتیاد, درمان, کنگره60, اعتیاد و خانواده, ورزش و اعتیاد, دوپینگ, ترک اعتیاد, کراک, شیشه, قرص های روان گردان [ یکشنبه 1390/12/21 ] [ 0:13 ] [ حسن بابائی ]
آقای سروش برقع وش رها یافته از دام اعتیاد
سلام دوستان سروش هستم یک مسافر-هفت سال تخریب-آخرین آنتی ایکس مصرفی شیشه و تریاک-11 ماه سفر اول-راهنمای عزیزم آقای بابائی-رشته ورزشی فوتسال-تاریخ رهایی:89/10/17 برچسبها: اعتیاد, درمان, کنگره60, شربت تریاک, ترک اعتیاد, جلسه, نمایندگی های کنگره, تریاک, هروئین, کراک, شیشه, قرص, مشروبات الکلی [ سه شنبه 1390/11/25 ] [ 9:41 ] [ حسن بابائی ]
منهدس دژاکام (دبیر کل جمعیت احیاء انسانی کنگره60) در بیمارستان بستری شد روز یکشنبه مورخۀ 9/11/1390 آقای مهندس دژاکام دبیر کل
کنگرۀ 60 در هنگام برگزاری کارگاه آموزشی ویژۀ خانم های مسافر(بیماران تحت
درمان) با ورود یک فرد مصرف کنندۀ شیشه که در وضعیت بسیار نامتعادل روحی
و جسمی قرار داشت روبرو شدند،که این شخص علیرغم تاکید های مکرر قصد ورود
به جلسه خانمها و تقاضای گفتگو حضوری با شخص مهندس دژاکام را داشته است و
متأسفانه ایشان دراین اثنا دچار حملۀ قلبی شده که منجر به انفارکتوس قلبی
گردید.
پس از تماسهای مکرر با کلانتری منطقه متاسفانه مامورین
انتظامی با یک ساعت تاخیر! در محل حاضر شده و فرد مزاحم توسط پلیس 110 به
کلانتری منتقل شد، البته پس از چند ساعت به درخواست آقای مهندس دژاکام
آزاد می گردد.
برچسبها: اعتیاد, انواع مواد مخدر, سونامی شیشه, کمپ ترک مواد, اعتیاد و ورزش, درمان اعتیاد [ شنبه 1390/11/15 ] [ 15:25 ] [ حسن بابائی ]
مسافر خسته من آهاي مسافر خسته من ، دستت را بگذار بر روي دل من . . . ميبيني که من نيز مثل تو خسته ام ، ميبيني
که من نيز مثل تو با غمها نشسته ام . . . آهاي مسافر خسته من ، عاشق دل شکسته ات
شده ام ، ببين مرا که محو نگاه زيبايت شده ام . . . من اينجا و تو آنجا هر دو دلشکسته ايم ،
تا اينجا هم اگر نفسي است براي هم زنده ايم . . . من براي تو ميشکنم و تو براي من ، راه
راست بي فايده است ، تقلب ميکنيم تا زندگي مات شود در اين دايره غم . . . آهاي مسافر خسته من ، شب آمده و باز هم ياد
تو در دلم . . . ستاره ها خاموش ، من مانده ام و وجودم
که در حسرت است ، در حسرت يک آغوش . . . آغوشي که لذتش تنها با تو است ، دنيا
خواب است ، کاش بودي که بيداري ام تا سحر عادت است . . . آهاي مسافر خسته من ،کجا ميروي ، جايي
نداري براي رفتن ، همه جا ماندنيست ، جز اينجا که نميتوانيم
بمانيم براي هم . . . شعر غم ميخوانم و اشک در چشمانت ، غم براي يک لحظه رود درمان ميشود آن درد حال پريشانت . . . من براي تو فدا ميشوم و تو براي من ،
همه وجودم فدايت ، تو آرام بمان تا خيالش راحت شود دل من . . . آهاي سرنوشت ، با ما هم؟ ما که در زندگي
به ناحق باختيم و چيزي نگفتيم . . . در آتش عشق سوختيم و باز هم سکوت کرديم
، با غمها همنشين بوديم و با حسرت نشستيم
، هر چه رفتيم، آخر راه بن بست بود و باز هم نشکستيم . . . رفتيم و رفتيم تا آخر راه ، آخرش پيدا
نشد و ما نشستيم چشم به راه... آهاي مسافر خسته من ، دستت را بگذار در
دستان من . . .
ميبيني که تا اينجا هم با تو ماندم،
گفته بودم تا آخرش ، آخر قصه را هم برايت خواندم . . .
برچسبها: اعتیاد, درمان, کنگره60, شربت تریاک, ترک اعتیاد, جلسه, تریاک, هروئین, کراک, شیشه, قرص, مشروبات الکلی [ جمعه 1390/11/14 ] [ 0:16 ] [ حسن بابائی ]
" جهان بینی و فرق نگاه مسافر با معتاد "
![]()
برچسبها: اعتیاد, درمان, کنگره60, شربت تریاک, ترک اعتیاد, جلسه, تریاک, هروئین, کراک, شیشه, قرص, مشروبات الکلی ادامه مطلب [ شنبه 1390/11/08 ] [ 23:32 ] [ حسن بابائی ]
"" معلولیت , محدودیت نیست ""
روز 12 آذر مصادف بود با روز جهانی معلولین، اولین روزی که یاسر، پس از سالها در حصر اعتیاد بودن، دمیدن صبح برایش رنگ و بویی دیگر داشت. صبحی که سرشار بود از امید و میل به زندگی. درصبح این روز وقتی که یاسر از خواب برخاست با کمال تعجب دریافت که دیگر نیازی به مواد مخدر ندارد. باورش سخت بود. دریغ از سر سوزنی خماری و میل به مصرف. مگر می شود؟ خوردن روزی سه گرم تریاک کجا؟ اینکه حتی مصرف مواد به ذهنت خطور نکند کجا؟ یاسر صبح آن روز تازه فهمید که در تمام
آن سالها خواب بوده است. تازه فهمید که بیداری یعنی چه؟ بله، آن روز اولین
روز رهایی یاسر از زندان پر از هول و ولای اعتیاد بود ...
برچسبها: اعتیاد, درمان, کنگره60, شربت تریاک, ترک اعتیاد, جلسه, کمپ, ترک سیگار, تریاک, هروئین, کراک, شیشه, قرص, مشروبات الکلی, ورزش و اعتیاد, همسفر, معتاد, گروه درمانی ادامه مطلب [ دوشنبه 1390/10/26 ] [ 0:40 ] [ حسن بابائی ]
"" ورزش برای ورزش "" ![]() این جمله ای بود که جناب مهندس دژاکام در مراسم اختتامیه جام عقاب طلایی سال قبل به عنوان شعاری برای ورزش کنگره60 مطرح کردند. اکثر کسانی که این جمله را میشنوند،کمی در آن تامل میکنند و شاید از آن لذت ببرند و در نهایت به سادگی از کنارش عبور میکنند،غافل از اینکه تنها راه لذت بردن از ورزش درک کردن و اجرای همین یک جمله سه کلمه ایست. ورزش برای اعضای کنگره60 که به دنبال آموزش های جهان بینی هستند عرصه بسیار مناسبی است برای عمل به آموخته ها، عرصه بسیار مناسبی است برای من که ببینم آیا در شرایط و جو سنگین ورزش هم میتوانم به ارزش ها عمل کنم؟ یا اینکه فقط درشرایط راحت،روی صندلی،در جمع دوستان،در هنگام مشارکت است که تفاوت بین ارزش و ضد ارزش را به درستی میدانم؟! ورزش من در کنگره فوتسال است و به همین رشته اشاره میکنم. من از کودکی در جام های مختلف فوتبال شرکت داشتم و بدون اغراق میگویم که در هیچکدام از آنها ندیدم که مسائل اخلاقی اینطور که در کنگره رعایت میشود رعایت شود. اما فوتبال است و هیجانات و فشارهای روحی و در نتیجه حال خرابی هایش.که همین باعث میشود در این رشته حرکاتی دیده شود که در رشته های دیگر کمتر اتفاق می افتد. ولی برای کسی که قصد عمل به آموزه های کنگره60 را دارد نه هیجان و نه فشار روحی نمیتواند توجیهی برای حال خرابی باشد. شاید یکی از دلایل فراموشکاری من باشد که گاهی فراموش میکنم چرا ورزش میکنم؟ آیا برای کسب افتخار است؟(حتی به قیمت خراب کردن حال دیگران و تبدیل شدن به یک الگوی نامناسب برای تازه واردی که منش اعضای کنگره60 را عمل به ارزش ها میداند و با دیدن یک حرکت پرخاشگرانه از یک سفر دومی، کمک راهنما یا حتی مرزبان یا دیده بان دلسرد میشود) یا برای سلامتی جسم و روح و در عین حال کسب آموزش؟ منی که در گذشته ای نه چندان دور برای برطرف کردن خماری دست به هر کاری میزدم و زمانی نای حرکت کردن نداشتم،امروز دارم ورزش میکنم،و این برای من کافی نیست؟!! حتما باید جام قهرمانی را به هر قیمتی بالای سر ببرم؟! من در مسابقات فوتبال دو سال گذشته صحنه های اخلاقی زیبایی را مشاهده کردم. بازیکنانی را دیدم که لبخند رضایت و لذت از ورزش در چهره شان بود،حتی با وجود اینکه که در یک بازی حساس از حریف عقب بودند و دقایقی بعد حذف میشدند. که این به من ثابت کرد عمل کردن به دانسته ها ممکن است،حتی در شرایط سخت. به همین دلیل سعی میکنم الگوهای رفتاری خود را در زمین فوتسال کنگره60 کشف کنم.چون در لحظات حساس بازی ظاهر و باطن نمایان میشود.و مشخص میشود که کدام ارزش برای فرد در اولویت است: قهرمانی یا حال خوش؟ و همینطور صحنه های زشتی دیدم که خواسته یا ناخواسته در ذهنم پررنگ تر ظاهر میشوند. بازیکنانی را دیدم که (با وجود داشتن شال های رنگارنگ کنگره که نماد خدمت اند) با چهره ای برافروخته و خشمناک بازی میکردند،حتی با وجود اینکه از حریف پیش بودند. و دیدم که بعضی با حریف طوری برخورد میکنند که گوئی تیم حریف اسرائیل است و با کنگره ارتباطی ندارد وباید هرطور شده شکستش داد!!! که این فاصله بین حرف تا عمل را نشان میدهد و به من گوشزد میکند که عمل کردن به دانسته ها چقدر مشکل است. به امید روزی که بتونم ورزش کنم فقط برای ورزش باتشکراز: مسافر عباس کاظمی از ورزشکاران با اخلاق لژیون
[ یکشنبه 1390/10/11 ] [ 8:13 ] [ حسن بابائی ]
در اینجا مقدمهای کوتاه درمورد قلیان،
خطرات آن برای سلامتی و تاثیرات مخرب مصرف
آن ارائه میکنیم. قلیان چیست؟ • قلیان یک لوله آبی است که برای کشیدن تنباکو از طریق آب سرد استفاده میشود. تنباکو در کاسهای که در بالای آن قرار میگیرد و از طریق زغالهایی که روی کاسه تنباکو قرار داده میشود، داغ شده و دود از طریق آب که در پایین آن قرار دارد، فیلتر میشود.
• تنباکوی مورد استفاده برای قلیان،
تنباکویی مرطوب و چسبناک است که در عسل و
شیره خیسانده میشود. • تنباکوهای قلیان طعمهای مختلفی دارند مثل سیب، هلو، نارگیل، انبه، نعناع و توتفرنگی.
واقعیت 2: دود قلیان وقتی استنشاق میشود،
ریهها را نمیسوزاند زیرا از طریق آبی که
در پایین آن قرار دارد خنک میشود.
بااینکه دود خنک میشود اما هنوز هم حاوی
مواد سرطانزایی است که برای بدن مضر است.
باور 3: کشیدن قلیان سالمتر از کشیدن
سیگار است. واقعیت 3: دود قلیان به همان اندازه دود سیگار مضر است. قلیان به طریقی متفاوت دود تولید میکند: دود سیگار از سوختن تنباکو ایجاد میشود، درحالیکه دود قلیان از طریق گرم شدن تنباکویی که در کاسهای بالای آن قرار دارد از طریق زغال تولید میشود. محصول نهایی یکسان است—دود، که حاوی مواد سرطانزا است.
باور4: کشیدن قلیان به اندازه کشیدن سیگار
اعتیادآور نیست زیرا نیکوتین در خود
ندارد.
واقعیت 4: تنباکوی قلیان هم مثل تنباکوهای
معمولی حاوی نیکوتین است. درواقع، در یک
جلسه 60 دقیقهای قلیان، فرد در معرض حجم
دودی 100 تا 200 مرتبه بیشتر از یک سیگار
قرار میگیرد.
باور 5: تنباکوی گیاهی قلیان سالمتر از
تنباکوی معمولی است. واقعیت 5: این هم مثل کشیدن سیگار گیاهی یا "طبیعی"، فرد را در معرض مواد سرطانزا قرار میدهد.
بررسی محتوای گمراهکننده: 77 درصد از بستههایی که از لبنان جمعآوری شدند درصد قطران را 0%، 28 درصد آن محتوای نیکوتین را 5/.% و 36 درصد 0.05% اعلام کردند. از محصولاتی که از سایر کشورها جمعآوری شد، 77% محتوی قطران را 0%، 54% محتوی نیکوتین را 5/.% و 25% 0.05% اعلام کرده بودند. این یافتهها آشکارا نشان از اطلاعات گمراهکننده این بستهها دارد.
تاثیرات قلیان بر سلامت انسان تهیه و تنظیم از ناهید
[ سه شنبه 1390/10/06 ] [ 8:28 ] [ حسن بابائی ]
داروهای شیمیائی
یک مصرف کننده قرص از 10 تا مصرف کننده هروئین و کراکی زحمتش بیشتر است تا به درمان برسد ، اگر یک تریاکی, یک هروئینی در مدت مثلاً 11 ماه به درمان می رسد ، یک مصرف کننده قرص در 11 ماه به درمان نمی رسد ، یعنی ممکن است در مصرف کننده های قرص در حد بالا ، درمانش به 17 ماه ,18 ماه ,15 ماه,24 ماه ,20 ماه زمان ببرد و تخریبی که در سلسله اعصاب کرده است یک تخریب بسیار بسیار وهشتناکی هست در کشورهای پیشرفته برای قرصها رسماً یک شاخه ای باز شده است ،که در کشور ما هنوز این شاخه باز نشده ،در کشورهای اروپائی می گویند مصرف الکل یک شاخه دارد ،مصرف مواد مخدر مثل کراک یا کوکائین یا هروئین یک شاخه دارد و یک شاخه هم داریم به نام بنزودیازپام ها،یک شاخه اعتیاد به نام بنزودیازپام ها یعنی قرصهای روانگردان ، و این شاخه با شاخه الکل و شاخه تریاک و هروئین برابری می کند و مسئله کوچکی نیست و یکی از تستهائی که انجام می گیرد سوای تست مرفین و کراک و تست متاآمفتامین (شیشه) و تستthc(حشیش)، تست بنزودیازپام ها داریم یعنی آنقدر مهم هستند که برایش تست در نظر گرفته اند. روی قسمت بنزودیازپام ها مثل دیازپام ، کلورازپام (پام ها)، اینقدر این شاخه وسیع هست که یک شاخه برای آن باز شده و تست هم برایش درست کردند.این را به صورت جدی و واقعی می گویم ،اغراق نمی کنم ،دارم عین واقعیت می گویم ، یک مصرف کننده قرص (که از 4-5 تا بالاتر برود) از 10 تا مصرف کننده هروئین و کراکی زحمتش بیشتر است تا به درمان برسد ، یعنی اینقدر بنزودیازپام ها و این داروها وقتی به صورت اعتیاد دربیاید خطرناک هست ؛ اگر یک تریاکی, یک هروئینی در مدت مثلاً 11 ماه به درمان می رسد ، یک مصرف کننده قرص در 11 ماه به درمان نمی رسد ، یعنی ممکن است در مصرف کننده های قرص در حد بالا ، درمانش به 17 ماه ,18 ماه ,15 ماه,24 ماه ,20 ماه زمان ببرد ؛ و تخریبی که در سلسله اعصاب کرده است یک تخریب بسیار بسیار وهشتناکی هست ، هروئینی فقط یک هروئینی هست،تریاکی فقط یک تریاکی هست ،حافظه اش هم خوب کار می کند ، حالا اگر هروئنی هائی که گیج می زنند چرت می زنند ، در اثر آن قرصهائی هست که در هروئین ریخته اند،چون هروئینی چرت نمی زند،هروئین از کلمه هیرو می آید به معنای قهرمان ،یعنی وقتی مصرف می کند دوپینگ می کند احساس قدرت می کندکه به عنوان یک داروی قوی توسط شرکت مرک (MERCK) آلمان درست شد ، اگر کسی وزنه 60 کیلوئی می زد موقعی که هروئین مصرف می کرد مثلاً 90 کیلو وزنه می زد، اگر کسی صد متر را مثلاً در 15 ثانیه میدوید، با مصرف هروئین در 12 ثانیه میدوید،چرت در بین مواد مخدر در شیره بود ولی تریاکی ها چرت نمیزدند،هروئین خالص چرت نداشت ولی آغشته شد به قرصها چرت آور شد ؛ قرصی ها چرت میزنند ،اگر قتلی ضرب و شتمی اتفاق می افتد درگیری خودزنی پیش می آید نه مال مصرف کننده تریاکی هست و نه هروئینی ، مال مصرف کننده قرص هست ...
ادامه مطلب [ سه شنبه 1390/09/29 ] [ 22:24 ] [ حسن بابائی ]
امروز همزمان با فرود یک فرشته , صدای یک پرواز شنیده شد آغاز یک معراج بود زبان ما قاصر است از شکر نعمت یک تولد و حسن بودن در کنار شما در چهاردمین سالگرد تولدت , سر بر زمین نهاده و از قدرت مطلق نهایت سپاس خود را بجا می آوریم و برایت سال های سال عمر با عزت و برکت خواستاریم
[ سه شنبه 1390/09/15 ] [ 13:39 ] [ حسن بابائی ]
![]() طبق اعلام جناب آقای مهندس فردا سه شنبه 1390/09/15 (عاشورا حسینی سال 90) در هیچکدام از نمایندگی های کنگره60 جلسه ای برگزار نمی شود. عزیزان این خبر را بااطلاع سایرین برسانند.
[ دوشنبه 1390/09/14 ] [ 11:17 ] [ حسن بابائی ]
این روزها ، کمتر جلسه ای در کنگره دیده می شود که هنگام برگزاری ، یاداشتی در مورد پارک ماشین ها به نگهبان داده نشود . تقریباً در تمامی نمایندگی های کنگره 60 ، مشکلی به نام جای پارک وجود دارد . با وجود اینکه در اکثر جلسات ، به صورت مداوم ، توسط مرزبانان در این خصوص پیام داده می شود ، باز هم از گوشه و کنار می بینیم و می شنویم که فلان ماشین جای نامناسبی پارک کرده و برای همسایگان ایجاد مزاحمت نموده است . به همین بهانه ، سعی شده است در این مطلب ، ارتباط رانندگی با جهانبینی مورد بررسی قرار گیرد . آشنایی نزدیک اینجانب با مقوله
رانندگی خودروهای سبک و سنگین که از دوران نوجوانی آغاز شد و به اخذ
گواهینامه پایه یکم در سال 1375 انجامید نیز ، دلیل و بهانه ای شد تا در
این مورد چند صفحه ای مطلب بنویسم که امیدوارم مورد پسند خوانندگان محترم
قرار گیرد . امروزه ، بیشتر مردم ، ساعات زیادی از
وقت روزانه خود را در حال رانندگی و پشت فرمان اتومبیل می گذرانند . ساعاتی
که شاید بعد از خواب شبانه ، بیشترین زمان شبانه روزی ما را به خود اختصاص
دهد ، زمانی بیش از کارهایی مثل : غذا خوردن ، مطالعه ، ورزش ، تلویزیون ،
اینترنت و غیره .
انسان هایی که در هنگام رانندگی ، اصول و قوانین را رعایت نمی کنند و به حقوق دیگران احترام نمی گذارند و رانندگیشان موجبات آزار دیگران را فراهم می کند ، انسان هایی هستند که در رفتارهای دستگاه عظیم جسمانی خود نیز تقریباً به همین صورت عمل می کنند و رانندگانی که در هنگام رانندگی ، به حقوق دیگران ، اصول و قوانین احترام می گذارند ، در رفتارهای خود نیز اغلب تابع همین قوانین هستند . برای بعضی از رانندگان ، رانندگی ، به مفهوم به هم ریختن اعصاب ، عصبانیت ، زدوخورد ، داد و فریاد ، خستگی و از دست دادن انرژی است . آشنایی با اصول رانندگی صحیح و سالم و رعایت قوانین آن ، می تواند نقش بسیار مهمی در حفظ انرژی و آرامش روزانه ما داشته باشد ، مضافاً بر اینکه از حوادث رانندگی جلوگیری نموده و باعث می شود نه تنها از رانندگی تصویر بدی نداشته باشیم ، بلکه از آن لذت ببریم . اعضای کنگره 60 ، که از آموزش های جهانبینی بهره مندند ، قدر مسلم ، بایستی رانندگی درستی داشته و جهانبینی آن ها در رانندگی نیز به وضوح قابل تشخیص و تمایز باشد .
ادامه مطلب [ جمعه 1390/08/27 ] [ 23:44 ] [ حسن بابائی ]
حاضران غایب و غایبان کامل . . . گروه درمانی یکی از اولویت های لازم برای درمان بسیاری از بیماری ها از جمله بیماری سوء مصرف مواد ( اعتیاد ) می باشد و بیمار می بایست برای بهبود حال خود و همچنین طی کردن کامل طول درمان خود از این کارگاه های آموزشی استفاده کند. از طرفی خانواده های بیماران نیز برای فراگیری آموزش های لازم جهت برخورد با بیماران و شناخت خود بیماری نیاز به شرکت در کارگاه های آموزشی مخصوص به خود می باشند. چرا که در سطح عموم جامعه و حتی بخشی از نخبگان نیز اطلاعات در مورد اعتیاد بسیار کم و اغلب نادرست می باشد که سند آن هم آمار عجیب رشد اعتیاد در جامعه و روش های نادرست برخورد با آن می باشد . . . ادامه مطلب [ شنبه 1390/08/14 ] [ 10:52 ] [ حسن بابائی ]
|
||||||

در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر ١٠ سالهاى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت میزى نشست. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت.
پسر پرسید: بستنى با شکلات چند است؟
خدمتکار گفت: ٥٠ سنت
پسر کوچک دستش را در جیبش کرد، تمام پول خردهایش را در آورد و شمرد. بعد پرسید: بستنى خالى چند است؟
خدمتکار با توجه به اینکه تمام میزها پر شده بود و عدهاى بیرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن میز ایستاده بودند، با بیحوصلگى گفت: ٣٥ سنت
پسر دوباره سکههایش را شمرد و گفت: براى من یک بستنى بیاورید.
خدمتکار یک بستنى آورد و صورتحساب را نیز روى میز گذاشت و رفت...
پسر بستنى را تمام کرد، صورتحساب را برداشت و پولش را به صندوقدار پرداخت کرد و رفت.
هنگامى که خدمتکار براى تمیز کردن میز رفت، گریهاش گرفت. پسر بچه روى میز در کنار بشقاب خالى، ١٥ سنت براى او انعام گذاشته بود!
یعنى او با پولهایش میتوانست بستنى با شکلات بخورد، امّا چون پولى براى انعام دادن برایش باقى نمیماند، این کار را نکرده بود و بستنى خالى خورده بود!
جناب آقای مجید سلامی ، دیده بان امور مالی و جانشین نگهبان کنگره 60


*** لحظه دوباره متولد شدن و رهایی امیر ***
مورخ 1390/06/09

***

***

* تا باد چنین بادا *
خیلی اوقات انسان ها از روی کنجکاوی دست به کارهایی می زنند که تاوان سنگینی را بابت آن تجربه می پردازند. بعضی وقتها هم از روی لذت طلبی بدنبال تجربه ی لذتهای جدیدی می روند که این لذت در انتها به ذلت تبدیل می شود. گاهی اوقات هم از روی عصبانیت و لج و لجبازی با خود و دیگران و یا حتی شرایط موجود به سراغ عملی می روند که درانتهای این دعوا , عملی می شوند !!! ادامه مطلب . . .
نگارش:مسافر حسن بابائی

واژه ی ترک اعتیاد خیلی در جامعه متداول گشته و جالب اینکه آنطور که انتظار عموم و حتی مسئولین امر می رود , به نقطه ی روشنی نرسیده و جالبتر اینکه همچنان بر روی این روش های عموما" نادرست پافشاری می شود و بودجه های کلان استانی و ملی خرج این امر واهی می گردد و نتیجه ا ی نمی گیرند و طبق روال سیستم معیوب مدیریتی در ایران , همیشه افغانی های بخت برگشته را مقصر می دانیم که اگر افغانستان همسایه شرقی ما نبود و ترانزیت برای غربی ها از کشور ما نبود و . . . وضع ما این نبود. و وقتی کلی بودجه خرج بتون ریزی دیوارهای شرقی مرز و سگ های تربیت شده , ماشین های پیشرفته ،اسلحه های مدرن،دوربین های فوق پیشرفته، پلیس آموزش دیده ، همایش های خنده دار , فیلم ها و تصاویر منزجر کننده و . . . شد و باز هم نتیجه ای حاصل نشد تازه می آییم تمام کاستی های مدیریتی و عدم آگاهی خود در زمینه ی اعتیاد و روش حل این مسئله را خراب می کنیم بر سر بیماران ناتوان و سرگردان اعتیاد و آنها را تنها معضل و مشکل جامعه می خوانیم و روی این نادانی شعار هم می دهیم و فریاد هم می زنیم وبعد می آییم زنداها را بیشتر می کنیم و کمپ های اجباری کار می سازیم و سالی چند بار طرح های مختلف جهت جمع آوری معتادین راه می اندازیم و هر چی آدم چشم قرمز که احتمالا" کمرش هم خمیده است و کمی هم خودش را می خاراند را به اسم معتاد و انگل جامعه جمع می کنیم و کلی هم مانور خبری می دهیم و چند گونی هم . ؟ . ؟ . می سوزانیم و بعد هم آمارهای "کاملا دقیق و سالم" می دهیم و بیلان بودجه ی تصویب شده و حیف و میل شده را جمع و جور می کنیم و تحویل مدیران خود می دهیم و صبر می کنیم تا سال دیگر و بودجه ی بیشتر و ندانم کاری های مضاعف !!!
شاید از درک پایین نگارنده این مقاله باشد که در این پروسه ی پرهزینه و بی هدف , ترک کجا قرار دارد و اصلا" معنی و مفهوم عزیزان از ترک چیست ؟؟؟ !!! ...

مشتی خاکم. سبک و آزاد و بی تعلق. نامی ندارم و کسی مرا نمی شناسد
با باد سفر می کنم. گاهی در باغچه ای کوچک اقامت می کنم تا به ریشه ای کمکی کنم
و غذای گیاهی کوچک را به او برسانم و
گاهی به بیابان می روم تا خلوتی کنم
و از خورشید، سکوت و سوختن بیاموزم
منبع: تام ( تفکر - ایمان - محبت )

ای دگرگون کننده دل ها و بینش ها
ای تدبیر کننده روزها و شب ها
ای گرداننده سال ها و سرگذشت ها
بگردان حال ما را به نیکوترین حال

به عقیده من حال خوش با الفاظی مانند سرخوش و الکی خوش و حتی خوش حال تفاوت های اساسی دارد .تفاوت و تمایز حال خوش با سرخوش و الکی خوش کاملاْ مشخص است ولی در خصوص تفاوت حال خوش با خوش حال باید کمی بیشتر صحبت کرد :
فکر میکنم تفاوت در دست یابی و ماندگاری این دو است .
خوش حالی آنی است و لحظه ای و ماندگاری دائمی ندارد ولی حال خوش اگر دست یافتنی شد ، حتی در سختی ها ، گرفتاری ها ، بد حالی و مشکلات نیز از دست نمی رود و روز به روز افزایش می یابد .
خوش حالی بدلیل دست یافتن به یک و یا چند آیتم محدود است ، مثلاً برخی با بدست آوردن پول ، خریدن ماشین ، گرفتن حال دیگران و ....برای مدت معینی خوش حال می شوند ولی بعد از گذشت زمانی بازهم .....
خوش حالی میتواند زود به دست بیاید و همینطور هم با کوچکترین تغییری در شرایط فرد از دست می رود و حتی به خرابی حال می رسد.
حال خوش از دیدگاه افیونی یک مصرف کننده نشئگی فانی و زودگذر و همانا فرورفتن هرچه بیشتر در سیاهی ها و تباهی هاست .
آنیست که آنی است و در حال افول است و نهایتاً بعد از اندک زمانی از دست می رود و بعد از آن وامصیبتا :خماری ، بی حوصلگی ، نخوت ، تباهی و ..... می آید تا دوباره و دوباره بیمار مصرف کند و بیشتر در این منجلاب دست و پا بزند و غوطه ور شود .
ولی برای دستیابی به حال خوش واقعی بایست پارامترهای گوناگونی مانند : دوری از ضد ارزشها ، قدم گذاردن در صراط مستقیم ، تسویه حساب نمودن با خود ، نزدیکان و دیگران و نهایتاً خدمت به خلق ( که برترین عبادت ها است )، را رعایت کرد و کمی دیرتر ولی بسیار دائمی تر به این مقام رسید ( این مقوله نیاز به بررسی های بیشتر و جداگانه دارد) و روز به روز افزون و افزونتر می گردد .
یک مصرف کننده و حتی گاهاً یک انسان خوش حال برای رسیدن به این جایگاه باید تخریب در خود و حتی دیگران بوجود بیاورد ولی جالب است کسی که دارای حال خوش واقعیست بی آنکه حتی خود بخواهد و تلاشی کند از انرژی های وسیع درونی خود دیگران را نیز سرشار می کند .
تا جائی که آدمی که حال خوش دارد به جائی می رسد که :
بی می مست و بی شراب شوریده خواهد گشت .
نگارش:مسافر امیر قدیمی
