به نام خدا
تخریبهای شیشه


اولین باری که من شیشه کشیدم از شیشه بخاطر انرژی بیش از حدی که به من داد ازش خوشم آمد و توانستم کارهای یک هفته را در عرض یک شبانه روز انجام دهم و به مرور زمان من توانستم خیلی از کارهای شرکت را انجام دهم و این زمانی بود که قیافه من هنوز حالت عادی داشت و هنوز از نظر ظاهری به مصرف کننده نمی خورد بعد از مدت 6 ماه مصرف شیشه کاملا از نظر ظاهری به یک مصرف کننده تبدیل شدم و شیشه تمام وامهایی که به من داده بود یکی یکی ازم گرفت و اولین تخریبی که به من وارد کرد این بود که از محل کارم اخراج شدم , همان اداره ای که برای سریع انجام دادن کارهاش از انرژی شیشه استفاده میکردم و خانه نشین شدم .
بعد از مدتی بیکاری بخاطر اینکه شیشه مصرف میکردم تمام وسایل برقی اتاقم را باز کردم و خراب میکردم و در مدت 3 ماه 18 عدد گوشی آک و نو رو بخاطر توهم شیشه خراب کردم به طوری که غیر قابل مصرف می شدند و بخاطر توهمات شیشه مغازه ای که پدرم برام تهیه کرده بود تا من گوشی بفروشم , و بخاطر خراب کردن بیش از اندازه گوشی بستم و دوباره بیکار شدم ( تقریبآ در عرض 9 ماه , 25 میلیون تومان سرمایه رو از دست دادم ).
بعد از 10 ماه بیکاری مجدد تصمیم گرفتم که شیشه بفروشم و هم خودم مصرف میکردم و مقداری هم پول نقد جم کردم .
بعد از 3 یا 4 ماه فروش شیشه به سرم زد که آشپز خانه برنم و خودم شیشه رو درست کنم و رفیقی داشتم که دانشجوی شیمی بود شریک شدم و من توی زیر زمین خونمون یک اتاق کوچک داشتم و تو همونجا شروع به درست کردن و فروش کردیم.
مدت 5 ماه گذشت و روزی ناگهان مآمورین کلانتری به خانه ما ریختند و من و دوستم رو به دادگاه بردند و به مدت 3 سال و 5 ماه به زندان قزل حصار رفتم و تمام پولی که از فروش شیشه جمع کرده بودم رو خرج کردم.
تو زندان تصمیم گرفتم که دیگه شیشه مصرف نکنم و بجای آن تریاک مصرف کنم , این کار را هم کردم تا اینکه مدت حبسم تمام شد و به خانه برگشتم و همان شب اول که به خانه آمدم خواب بودم که 4 نفر از کمپ اجباری آمدند و تو خواب من رو مدت 1 ماه بردند و دوباره به خانه برگشتم و به محض اینکه به خانه رسیدم بخاطر لج بازی با خانواده دوباره مصرف کردم .
خلاصه کنم که شیشه تمام زندگی مادی و معنوی من رو ازم گرفتو من را به یک مصرف کننده تبدیل کرد .
و در حال حاظر خیلی خیلی خوشحالم که کنگره 60 رو پیدا کردم و نام مسافر رو دارم .

با تشکر از همه ی عزیزان